کوکو انیمیشنی  که اسکار گرفت

کوکو فرزند یک خانواده مکزیکی خانواده ای که چند نسل در کنار هم زندگی می کنند و نسل اندر نسل به شغل کفاشی مشغولند خانواده ای که موسیقی در آن ممنوع است همه اینها خود دلیلی دارد آن هم پدر خانواده است خانواده ای خوشبخت در کنار هم زندگی می کردند یک روز پدر خانواده تصمیم می گیرد که به دنبال رویایش که نواختن گیتار است خانواده را ترک کند و برود مادر بجای غصه خوردن با شغل کفاشی خانواده را اداره می کند و از همان روز اعلام می کند که موسیقی که عامل فروپاشی خانواده بوده ممنوع است.

داستان از جایی شروع می شود که کوکو پیر شده و امروز نوه ی نوه اش قصد دارد این خط قرمز  خانوادگی را بشکند . و خانواده ای که در برابرش می ایستد و سفر ماجراجویانه میگل شروع می شود . او که دلباخته گیتار نواختن است تحت تاثیر یک نوازنده دوره گرد می خواهد در مسابقه استعدادیابی شرکت کند و ناخواسته راهی دنیای مردگان می شود .

داستان در همان نخستین سکانس ها ذهن خواننده را به قلاب می اندازد و تا پایان به دنبال خود می کشد مهمترین سوال این است که پدر میگل چه کسی بوده و میگل قهرمان داستان در مسیرش پی می برد که خانواده دارای اهمیت و ارزش بیشتریست و در پایان است که خانواده هم به این درک می رسند که نباید خواسته خود را بر بر فرزندشان تحمیل کنند.

انیمیشنی اسکار گرفت

کارکشته

کارکشته روزگار گشته ام
نسخه  رو به زوال گشته ام
دل ز آرامش شب بریده
ز تشویش روز بی قرار گشته ام
سنگ طوفان زده در دل موجم
تراش خورده دست روزگار گشته ام 
از دست عزیزان همه فریاد
من غلام درگاه و  رضای بر دار گشته ام
#غلامرضا_افضلی