بندی ازکلیدر
مزدوران به خشت و خون تن زندگان بارو نو می کنند . دست و پای ها می برند تن و سرها در بارو دفن می کنند با چشمان باز زبان پر سخن سینه پر خروش مردان می میرند زنده زنده فرزندان دادویه فرزندان حلاج فرزندان خرم دین فرزندان مزدک این عاشقان تداوم عشق عیاران .برادران ایستاده می میرند و خون خویش به ارث وامی نهند . از دست ها و پای ها خون فواره می زند . خاری در چشم دشمن روی از خون خویش سرخ می کنند و صف به صف در دل دیوار جای می گیرند